این روزهایِ من

من ، یک آدم معمولی ام!

" بیست و پنج سالگی"

تا همین دیروز از بیست و پنج سالگی ام ترس داشتم؛ آنقدر گفته بودم تا بیست و پنج سالگی ام چقدر وقت دارم؟ که برایم دور بود؛ خیلی دور. شنیده بودم "بیشتر آدم ها در بیست و پنج سالگی تمام می شوند." بیست و پنج سالگی می شود آخرِ دنیا. امروز ک بیست و پنج ساله چشم باز کردم، آرامش عجیبی داشتم. آرامش از نا امید شدن، از کم آوردن ها، از زیرش  زدن ها، از نرسیدن ها، از هدف هایی ک نشد، از تلاش های بی ثمر، از راه های نصف و نیمه رفته و رها شده و  ... و ... 

امروز در بیست و پنج سالگی، تنها یک چیز برایم تکرار می شود که "این ها گذشته اند و من مانده ام ."

۴ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">